هنگامی که شاه اسماعیل, صفوی به کربلا مشرف شد نخست به زیارت سالار شهیدان رفت و آنگاه حضرت ابوالفضل علیهالسلام و دیگر شهدای کربلاعلیهالسلام را زیارت نمود. اما به زیارت حر، آن آزاده روزگار که قبرش با قبر سالارش فاصله دارد، نرفت. پرسیدند: چرا؟ استدلال کرد که اگر توبه او پذیرفته شدهبود از سالارش حسین علیهالسلام دور نمیماند. توضیح دادند که: شاها! از آنجایی که او در سپاه یزید فرمانده لشکر بود و آشنایانی داشت پس از شهادت در راه حق و در یاری حسینعلیهالسلام بستگانش بدن او را با تلاش و با اصرار بسیار از میدان جنگ خارج ساختند ودر اینجا به خاک سپردند. شاه گفت: من میروم با این شرط که دستور دهم قبر او را بشکافند و درون قبر را بنگرم اگر شهید باشد نپوسیده است و برای او مقبره میسازم. در غیر این صورت دستور تخریب قبرش را صادر خواهم کرد. پس از این تصمیم به همراه گروهی از علما، سران ارتش و ارکان دولت خویش، کنار قبر حر آمدند و دستور نبش قبر را صادر کرد. هنگامی که قبر گشوده شد شگفت زده شدند چرا که دیدند پیکر به خون آغشته آن آزاده قهرمان پس از گذشت بیش از یک هزار سال صحیح و سالم است. زخم های بی شمار گویی تازه وارد آمده و دستمالی نیز که سالارش حسین علیهالسلام بر فرق او بسته و مدال بزرگی است بر پیشانی دارد. شاه اسماعیل, گفت: این دستمال از امام حسین علیهالسلام است و برای ما مایه برکت و پیروزی بر دشمنان و مایه شفای بیماران. به همین جهت با دست خویش آن را باز کرد و دستمال دیگری بست. اما به مجرد باز کردن آن دستمال، خون جاری شد و هرگونه کوشش برای متوقف ساختن آن بی حاصل ماند. به ناچار شاه همان دستمال را بر سر حر بست و گوشهای از آن را به عنوان تبرک برداشت و خون هم متوقف شد. به همین جهت دستور داد برای او مقبره ساختند و مردم را به زیارت ایشان فراخواند.
کتاب داستان های حکیمانه -انتشارات سفیر اردهال-چاپ سوم-ص 136-رضا نظریان
[1] کرامات صالحین، مرحوم محمد شریف رازی به نقل از سایت آنلاین
صحیح نوشیدن آب در آموزههای طب سنتی...
ما را در سایت صحیح نوشیدن آب در آموزههای طب سنتی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 224 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:13